مولاي من!

مامي خنديم اما اين خنده فقط بر لبان ما نقش مي بندد زيرا که در دلهاي ما آتشفشاني از سنگهاي گداخته حسرت نهفته است.

حسرت يک نگاه ....

حسرت سيراب شدن د ردرياي چشمهايت و حسرت شنيدن سخنان حکيمانه ات.

حبيبا !

چطور از اثر محبتت در زندگيم سخن بگويم و در حالي که دانه هاي عشقت هنگامي در قلبم کاشته شد که به من درس خداشناسي مي دادي وقتي که ذرّه کوچکي بودم، در قبل از اين عالم.

و واضحتر بگويم.

سيدي !

کوچکترين تشعشع از اثرات محبتت در زندگيم متلاشي شدن همه وجودم و توجه همه قلبم و خير دنيا و آخرت برايم.

به اميد آن روزي بيايي و به سرماي غربت و تاريکي جهل و زشتي ظلم خاتمه دهي . زيرا که زيبايي و خوبي جز با وجودتو معنا نمي شود.

آقايم! بلاها زياد مطالب پوشيده برملا گرديده وفقط به شما شکايت می کنم.

آقايم جدايی و هجران تو از همه اين سختيها سخت تر است زيرا بلا به همراه تو نعمت واذيت در مقابل ديدگان تو راحت است.

آقايم و از من انتقام بگير ! اگر اين انتقام مرا به تو نزديک می نمايد .فدايت گردم در آن شتاب کن . و در هر حال تو به من از خودم سزاوارتری .زيرا اگر تو نباشی من هم نخواهم بود آقايم آنگاه که درباره رسيدن ووصل شده به شما ولذت ديدار شما می انديشم ودر مورد احوال کسانی که آنها را به پناه خود نزديک نموده به آنان احسان کرده مشرف به ديدار جمالت نموده با تعليم خود آنان را بزرگ داشته.
با نوشانيدن جامهای توحيد بر آنان منت گذاشته وشرافت آمدن در محفل اهل توحيد را به آنان کرامت نمودی تامل می کنم نزديک است قلبم از حسرت شکافته شده و از غيرت دوتکه شود آه آه وای بر قلب کسی که مثل من باشد آقايم خواهان شما با ساير مشتاقين فرق دارد زيرا زيبايی تو قابل مقايسه با زيبايی ساير معشوقها نبوده وبزرگی تو مانند ديگر بزرگيها نمی باشد به اين جهت که شما محبوبی هستی که علت ايجاد خواهان ودوست دار خود بوده واو در هرحال و هر کاری به شما احتياج دارند ولی ديگران چنين نيستند.

بلکه در عالم محسوسات زيبايی وجود ندارد مگر اينکه مظهر گوشه ای از زيبايی شما وبزرگيی نيست مگر ناشی از يکی از آثار بزرگی شما. زيرا زيبايی شما مظهر زيبايی خداوند زيبا وزيبايی ديگران از مظاهر زيبايی شماست.

از عالم عارف کامل

آيت الله حاج ميرزا جواد آقا ملکی تبريزی